سلام.
من در این پست ، می خواهم که تعدادی از مکتب های ادبی را معرفی کنم ، تا کسانی که داستان نویسی می کنند ، تا حدودی ، با مکتب ها آشنا بشوند و در قالب بعضی از آن ها بنویسند.
در ابتدا باید نهضت اومانیسم را معرفی کرد. که در قرن 14 میلادی شکل گرفت ، که نتیجه افول قدرت مطلقه مسیحیت در اندیشه و عمل و رویارویی کلام ، فلسفه ، هنر و ادبیات با آن بود.
هنرمندان و فلاسفه قرون وسطا ، به دلیل تعالیم کلیسای آن روزگار ، انسان را موجودی گناهکار و حقیر می شمردند .
اما با جنبش اومانیست ها ، انسان مرکز توجه هنرمندان و فلاسفه قرار گرفت و در نتیجه ، به جای حقارت انسان و کوچک و خوار شمردن او در آثار ، زندگی را زیبا شمردند و انسان را موجودی خوب و زندگی با نشاط در هم آمیخت.
که این نهضت به دو دوره تقسیم می شود:
1- اومانیسم
2- رنسانس
1- در حقیقت اومانیسم ، جامعه خرد گرایانه را بنیاد نهاد ، به بیان دیگر ، خردگرایی یونان باستان ، بار دیگر با گسترش و عمق بیشتر ، در اروپا متولد شد. که مهد این حرکت تازه ، ایتالیا بود و به ویژه شهر فلورانس.
2- رنسانس که در حقیقت ، نوعی بازگشت به دوران ادب و هنر گذشته است.
از اشخاص برجسته رنسانس می توان به افرادی چون : پترارک ، میکل آنژ ، لئوناردو داوینچی و رافائل اشاره کرد.
یکی از کارهای برجسته در نهضت رنسانس ، که پترارک انجام داد ، این بود که دیگر ، تحت نظر کلیسا ، زن را موجودی بد طینت و شیطان مجسم و عامل گناه و فساد ، مجسم نمی کرد و چهره لئورا ، معشوقه اش را به صورت زنی فاضل ، فرهیخته و والا مقام ، نشان داده است.
از دیگر ویژگی های اومانیسم در هنر این است که تصاویر و مجسمه های انسان را به صورت کاملا برهنه ترسیم می کردند ، مانند میکل آنژ.
و مهمترین رخداد جهان ( انقلاب صنعتی ) هم از دستاورد اندیشه اومانیست ها و رنسانسی هاست.
کلاسی سیم:
مکتب سنت گرایی است و در آن ، از هنرمندان باستان ، تقلید می کنند.
هنرمند کلاسی سیم ، عقیده دارد که تنها ، اثری زیبا است که " کاملا " از گذشتگان تقلید شود.
او معتقد است که همه چیز در گذشته گفته شده و هیچ نظر و اتفاقی نمی تواند جدید باشد و هرچه بوده ، در گذشته تجربه شده است.
و هنرمند کلاسیک ، فقط می تواند آن اتفاق را به طرز دیگری بیان کند.
قوانین این مکتب ، عبارت اند از:
تقلید از طبیعت: ( هنر تقلید از طبیعت است و تفاوت اثر ها ، همان تفاوت تقلید هاست)
اصل عقل: همه چیز باید در چهارچوب عقل و منطق باشد و هیچ اتفاق غیر معمول و تخیلی نمی تواند اتفاق بیفتد)
نزاکت ادبی: همه چیز باید مودبانه باشد و در واقع ، از زبان عامه استفاده نشود که این مهمترین قانون است.
کلاسیک ها ، ایده آل هستند ، یعنی فقط زیبایی های زندگی را ترسیم می کنند و عقل را اساس شعر می دانند.
این مکتب در فرانسه بود و اوج کلاسی سیم ، لویی چهاردهم و کاخ ورسای است.
از بزرگان کلاسی سیم: بوالو ، ارسطو ، گتشد ، پاسکال ، لاروشفوکو ، مولیر ، راسین ، مادام دوسوینه ، مادام دولافایت ، لابرویر ، بوسوئه ، میلتون ، اوپیتز ، لسینگ ، گوته ، گلدونی و آلفیری.
که مشوق کسانی که در فرانسه بودند ، لویی چهاردهم بود.
رمانتی سیسم:
این مکتب ، آغاز روشنگری و روشن شدن چراغ های ذهن مردم است.
این مکتب می کوشید تا بر ضد سنت های اشرافی و برای اصلاح جامعه ، کاری انجام دهد.
که چند نظریه در این جا برای این مکتب وجود دارد:
- هنر کلاسیک ، متناهی است و رمانتیک ، نامتناهی
- احیا و برانگیختن دوباره زندگی و اندیشه قرون وسطایی
- کوشش برای فرار از واقعیت
- کلاسیک هنر قدیمی است و رمانتیک ، جدید
- آزاد سازی سطوح ناخودآگاه ذهن ، در حالی که کلاسی سیم ، همه چیز را در زیر سلطه عقل می خواست.
- شیوه افسانه ای و جادویی نوشتن.
رمانتیک ها ، افزون بر زیبایی ، زشتی ها و بدی ها را هم نشان می دهند و اثر رمانتیک ، از ترکیب غم و شادی ، عظمت و نکبت و بزرگی و پستی تشکیل می شود.
رمانتی سیسم ، احساس و خیال پردازی را منشا شعر می دانند.
قوانین رمانتی سیسم:
- آزادی: هنرمند ، هربخشی از زندگی را که خواست ، آزاده می تواند به تصویر بکشد ، خواه از زیبایی های زندگی و خواه از زشتی ها.
- شخصیت: هنرمند رمانتیک ، از قید و بند اشرافی ها و کلاسیک ها ، آزاد است و می تواند خوش باشد .
- هیجان و احساسات: رمانتی سیسم ، مکتب دل است و دل باید بدون قید و بند سخن بگوید و هیجان و احساساتش را بیرون بریزد.
- کشف و شهود: شاعر و نویسنده رمانتیک ، یک عارف است و با دید عارفانه به زندگی می نگرد. رمانتیک ها ، در انتخاب کلمه ، وسواس زیادی به خرج می دهند و می گوین که کلمه همه چیز است و از ارتباط جادویی کلمات با یک دیگر ، افسون سخن ایجاد می شود و ویکتور هوگو می گوید : کلمه عبارت از سخن است و سخن ، خداست.
بزرگان رمانتی سیسم: ژان ژاک روسو ، برادران شلگل ، کالریج ، ویلیام وردورث ، لرد بایرون ، ویلیام بلیک ، شلی ، والتر اسکات ، گوستاو فلوبر ، الکساندر پوشکین ، لرمانتوف ، شاندره پتوفی و گوته.
رئالیسم:
رئالیسم زمانی به وجود آمد ، که انسان ها به شناخت ماهیت و جهت تکامل اجتماعی نیاز مبرمی داشتند و آن هنگامی بود که مردم سرچشمه اعمال و افکار انسان ها را علت های مادی می دانستند و معتقد بودند ، باید عملکرد نظام روابط اجاماعی مشخص و معین گردد.
رئالیسم ، مکتبی عینی و غیرشخصی است و قهرمان آن ، افراد غیر عادی نیستن و از مردم عادی هستند.
انواع رئالیسم:
1- رئالیسم ابتدایی : در این نوع رئالیسم ، در حقیقت رئالیم ابتدایی خود را ماعهد به باز آفرینی دقیق و کامل و صادقانه محیط اجتماعی و جهان معاصر می بیند ، اما این بازآفرینی بسیار ساده و همه فهم است و هیچ الگویی ارائه نمی شود و مکتب بد بینی است .
2- رئالیسم سوسیالیستی: که از سال 1921 ، در شوروی به شرح داستان های انقلاب و مبارزه مردم اختصاص یافت. بنیان این مکتب ، بر تاکید بر روی کار بنا شده بود و طرفداران آن معتقد بودند که در جامعه سرمایه داری ، کار را مثل یک نوع بدبختی می نگرند.
3- رئالیسم انتقادی: در این نوع رئالیسم ، معمولا قهرمانان داستان ، از محیط خویش جلوترند و برای رسیدن به اجتماعی تازه تلاش می کنند و مکتب خوشبینی است.
4- رئالیسم جادویی: در این نوع ، همه چیز عادی است ، اما یک عنصر جادویی و غیر طبیعی در آن ها وجود دارد.
بزرگان رئالیست: امیل زولا ، گوگول ، تورگینیف ، لئون تولستوی ، داستا یوسکی ، گلادکوف ، پیلنیاک ، ماکسیم گورکی ، ویلیام فاکنر ، ارنست همینگوری ، کارلوس فوئنتس ، اوکتاویو پاز و گابریل گارسیا ماکز.
ناتورالیسم:
در فلسفه قدیم ، ناتورالیسم را به معنای ماده گرایی و لذت جویی و هر گونه دین گریزی می دانستند و تا قرن ها معنی آن همین بود و لی حقیقت امر چیز دیگری بود.
ناتورالیسم ، فلسفه ای است که ذهن را وابسته به طبیعت مادی می داند ، نه مقدم بر آن و در ادبیات و هنر، گرایشی است که از رئالیسم ، سرچشمه می گیرد ولی با آن متفاوت است.
نقاشان ناتورالیسم ، می کوشیدند که شکل های موجود در طبیعت را به طور دقیق نقاشی و تقلید کند.
آثار ناتورالیتی ، نشان دهنده رفاه روزافزون قشر برخوردار از مزایا صنعت و ثروت از یک سو ، و مبارزه تهی دستان و کارگران از سوی دیگر است .
در حقیقت ، ناتورالیست ها ، با پرداختن به مسائل گروه های بیشتری از مردم ، از جمله طبقات زحمت کش شهری نوظهور ، جنبه اجتماعی هنر را گسترش دادند.
ناتورالیست ها ، زبان محاوره را نخست در رمان و سپس در تئاتر وارد کردند. آن ها در نقل گفت و گوها ، همان جملات و تعبیراتی را به کار می بردند که افراد عامه استفاده می کنند.
ناتورالیسم ، همیشه تصویرگر طبقات زحمتکش است.
در حقیقت ، در همه سطوح جامعه ، افشای بی عدالتی های پنهان ، اساس کار ناتورالیست هاست و یکی از ویژگی های این آثار ، توصیف مفصل فضای داستان است.
بزرگان ناتورالیست: امیل زولا ، بالزاک ، فلوبر ، استاندال ، گی دو موپاسان ، گرهارت یوهان هاوپتمان ، هنریک ایبسن ، جان اشتاین بک و اعضای گروه شب های مدان.